خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من.ور نه این دنیا که دیدیم خندیدن نداشت...علی بی غم 0632
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392

 

سلام دوستان

از این به بعد خبرهای مهمی که بخوام به شما بگم رو در اینجا میزارم.

 این پست که به صورت ثابت قرار میگیره

و هر خبر جدید که گذاشته میشه خبر قدیمی پاک خواهد شد.


 

 

 

خبر

 


 

 

 


 

 

 

 

دوستان

وبلاگ شخصی من باز هم درش برای عموم گشوده شد

برای ورود و خوندن مطلالبش

به 

 دل نوشته های علی بی غم

ورود برای عموم اختیاری میباشد..

چیزی توش نیست جزحرف دل من

 

وبلاگ  به روز شد

http://ali-bi-gham0632.mihanblog.com/

سر بزنید

 


 

 

 

به امید روزی که خبر آید مهدی(عج)آمد

الهم صلی علی محمد و آل محمد

 

 

[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 5:10 | قالب بلاگفا
یکشنبه بیستم مهر 1393

درس و مدرسه، موضوعات از پیش انتخاب شده و مشخصی هستند که بر پایه رشد عقلانی و روانی هر گروه سنی و با دقت خاصی برگزیده شده اند، اما درس های زندگی در طول زندگی اتفاق می افتند و به دنبال تجربه های تلخ و شیرین حاصل می گردند، بنابراین سلسله مراتب ندارند و با اولویت خاصی آموخته نمی شوند. درس های زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.

 

در اینجا چند درس مهم اشاره شده است، شما می توانید درس هایی به آن بیفزایید :

 

1 - از کاه کوه نسازید

 

بسیاری مواقع درگیر مسایلی می شویم که به خودی خود چندان اهمیتی ندارد، ولی به خاطر نگاه قضاوت گر و بدبین ما مساله، پیچیده می شود و سختی هایی را برای زمان حال و آینده ایجاد می کند.

 

2 - زندگی می تواند غیرقابل پیش بینی باشد

 

آیا تاکنون این ضرب المثل را شنیده اید: « آمد به سرم از آنچه می ترسیدم » گاهی اوقات در طول زندگی خود درگیر مسایلی می شویم که هرگز انتظارشان را نداشته ایم و شاید دیگران را به خاطر آن موضوع مورد شماتت و انتقاد قرار داده باشیم. همیشه، همه چیز آن طور که در تصور ماست پیش نمی رود، پس منتظر غیرمنتظره ها باشیم. این نگاه به ما کمک می کند هنگام مواجهه با مسائل خاص دچار شوک و بهت نشویم و نیز شرایط دیگران را بیشتر درک کنیم.

 

3 - یکی از نامطلوب ترین کلمات در هر زبانی، کلمه « من » است

 

داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خویشتن بسیار مطلوب است، اما دائما از خود گفتن، از موفقیت های خود صحبت کردن و از خود متشکر بودن، بیشتر مشخصات یک فرد از خود راضی است تا یک فرد با اعتماد به نفس.

 

4 - روابط انسانی از هر چیزی مهم تر است

 

داشتن روابط سالم انسانی در زندگی هر فرد از مهم ترین امتیازات محسوب می شود. اگر فردی برای رسیدن به موفقیت و امکانات اقتصادی و موقعیتی روابط انسانی خود را فدا کند، در حقیقت این موفقیت یک موفقیت حقیقی نیست. بدون عشق و حمایت خانواده و دوستان زندگی حتی در شرایط مالی ایده آل، سرد و بی روح است. پیش از حرکت در جاده موفقیت اولویت هایمان را مشخص سازیم تا روابط را فدای موقعیت نکنیم.

 

5 - هیچ کس نمی تواند موجب شادی شما شود

 

شاد بودن و آرامش خیال مسوولیت خود شما است نه هیچکس دیگر. هرکدام از ما بایستی بتوانیم با شناخت بهتر خویشتن، نقطه رضایت و تعادل را در خودمان پیدا کنیم. ارتباطات ما کیفیت زندگی ما را ارتقاء می بخشد و آن را غنی تر می سازد اما مستقیما موجب خوشحالی ما نمی شوند بلکه خودمان سبب ساز شادی خود هستیم.

 

6 - مراقب کلمات و رفتار خود باشید

 

طرز تفکر، کلمات مورد استفاده و رفتار ما شخصیت ما را می آفریند. همواره فردی باشیم که به خاطر آنچه هستیم از خودمان رضایت داشته باشیم و خانواده و آشنایانمان در کنار ما احساس افتخار کنند.

 

7 - خودتان، دوستانتان و حتی دشمنانتان را ببخشید

 

همه ما انسانیم، بنابراین گاهی بیراهه می رویم یا اشتباه می کنیم. چنانچه این اشتباه تکرار نشد و احساس پشیمانی به همراه داشت قابل بخشیدن است. درگیر شدن دائم با خطاهای خودمان و دیگران زندگی را بسیار سخت می سازد.

 

8 - خنده بر هر دردی دواست

 

هر روز خود را به شکلی برنامه ریزی کنید که برای شادبودن و پرداختن به طنز جایی وجود داشته باشد.

 

9 - نیروی پشتکار را جدی بگیرید

 

هیچ وقت تسلیم نشوید، همیشه هدف ها و رویاهایتان را زنده نگه دارید. حفظ انگیزه و استمرار در انجام کارها یکی از شروط موفقیت است. پشتکار در نهایت شما را به همه چیز می رساند.

 

10 - استفاده طولانی از تلویزیون، کامپیوتر و فضاهای مجازی موجب فرسودگی و آسیب روانی می شود

 

بخش قابل توجهی از زندگی انسان امروز صرف تماشای تلویزیون و ارتباط با اینترنت می شود. این سبک زندگی اگرچه دستاوردهای مثبتی نیز دارد ولی درصورت استفاده نامناسب مضرات خاص خود را دارد. متاسفانه این روزها، مطالعه کتاب، استفاده از منابع مطالعاتی صحیح و ورزش کردن کمی رنگ باخته است. بیایید دوباره اولویت هایمان را تعریف کنیم.

 

11 - شکست را بپذیرید

 

هریک از ما یک یا چندبار در مسیر هدف هایمان شکست خورده ایم. شکست معلمان بزرگی در زندگی هستند و اشتباهاتمان را به ما نشان می دهند و عملکردمان را تصحیح می کنند. توماس ادیسون نگرش بسیار خوبی نسبت به شکست داشت، او می گفت: من شکست نخورده ام بلکه ده هزار راه متفاوت پیدا کرده ام که موثر واقع نمی شود.

 

12 - از اشتباهات دیگران بیاموزید

 

ضرب المثلی می گوید: « عاقل آن است که از اشتباهات خود بیاموزد و عاقل تر کسی است که از اشتباهات دیگران نیز می آموزد ». بنابراین همواره و در هر شرایطی آماده و پذیرای یادگرفتن باشید.

 

13 - به دیگران محبت و عشق بورزید

 

زندگی کوتاه است بنابراین از اینکه به دیگران بگویید دوستشان دارید، هراسی نداشته باشید. در ارایه و دریافت عشق سخاوتمند باشید. دوست بدارید و دوست داشته شوید.

 

14 - همواره به گونه ای زندگی کنید که خودتان به وجود خود افتخار کنید

 

سعی کنید در هر سمتی که هستید بهترینی باشید که می توانید، بهترین همسر، بهترین والد، دوست، رئیس، کارمند، دانشجو و بدین طریق از دنیا، جهان بهتری بسازید.

و در نهایت به خاطر بسپارید که در مدرسه درسی را می آموزید، سپس آزمون می دهید، در حالی که در زندگی ابتدا در آزمون شرکت می کنید و سپس درس را می آموزید، آزمون های زندگی را جدی بگیرید…

 

15 - راستی چه کسی مقصر است؟

 

آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که دائما انگشت اشاره خود را به سمت دیگران نشانه گرفته اید و همه کس و همه چیز را مسبب مشکلات خود می دانید؟ آیا استادتان باعث شده در امتحان نمره کم بگیرید؟ آیا دوستان ناباب باعث مشکلات فعلی شما شده اند؟ آیا والدین تان در تربیت شما ضعیف عمل کرده اند؟ راستی چرا عادت کرده ایم دائما دیگران را سرزنش کنیم و آنها را عامل مشکلات خود بدانیم؟ چرا سهم خودمان را در بروز مشکلات نادیده می گیریم؟ دلایل زیادی وجود دارد که ما دوست داریم از سهم خودمان بکاهیم یا حتی نادیده اش بگیریم. در اینجا به چند دلیل عمده اشاره می کنیم :

 

۱ ) یکی از دلایلی که دائما دنبال مقصر می گردیم این است که حقیقتا هنوز بزرگ نشده ایم. معمولا کودکان وقتی مقصر شمرده می شوند به سرعت دیگری را مقصر اصلی خطاب می کنند. گویی در بعضی مواقع طبق همان عادت دیرینه کودکی خود عمل می کنیم و با مقصر شمردن دیگری بار خود را سبک می کنیم.

 

۲ ) گاهی این عادت را از اطرافیان خود یاد گرفته ایم و به عبارتی الگو برداری کرده ایم. مثلا ممکن است والدین، معلمین یا بزرگسالانی که در اطراف ما بوده اند هرگز مسوولیت هیچ مشکلی را برعهده نمی گرفته و دائما دیگران یا ما را مقصر شمرده اند. بدین ترتیب ما نیز تابع همین الگو شده ایم و همین رفتار را تکرار می کنیم.

 

۳ ) اگر فرد مسوولیت پذیری نباشیم ممکن است مثل هر کار دیگری بار مشکل خود را نیز بر دوش دیگران بیندازیم و به جای حل مشکل با سرزنش دیگران وقت خود را تلف سازیم.

 

۴ ) گاهی اوقات هم برای فرار از بار احساس گناه، به خودمان می قبولانیم که ما مقصر نبوده ایم.

 

16 - چرا باید از سرزنش دیگران دست برداریم؟

 

هیچ فردی صددرصد درست یا غلط فکر و عمل نمی کند، هر فردی بر اساس ارزش های فردی و باورهای درونی خود روشی خاص برای فکر کردن و عمل کردن دارد. بهتر است به جای اینکه سعی کنیم اشتباهات را پیدا کنیم با هدف حل مساله نگاه عمیقی به موضوع داشته باشیم، در نهایت خودمان مسوول ایم.

 

حتی اگر فکر می کنید کسی مشکلی در زندگی شما ایجاد کرده است، خود شما در نهایت مسوول اید و به جای تمرکز بر اینکه چه می خواهید بیشتر متمرکز بر اشتباهات و مشکلات موجود می شوید.

 

17 - چگونه بازی سرزنش را متوقف کنیم

 

۱ ) با ذهن باز فکر کنید

 

به مشکلات تکرار شونده یا مسائلی که به اشکال مختلف در موقعیت های متفاوت و با افراد متفاوت در زندگی تان رخ داده است توجه کنید.

 

۲ ) به قدم بعدی فکر کنید

 

شما قادر نیستید گذشته را پاک کنید یا افراد را تغییر دهید. پس به جای گرفتار شدن در دام « چرا چرا چرا » به « چگونه » بیندیشید و به فکر قدم بعدی باشید. شما می توانید خودتان را تغییر دهید و با تغییر چیزهایی در زمان حال، آینده متفاوتی را رقم بزنید. کنترل مواردی را که مربوط به شما می شود در دست بگیرید. شما می توانید بر روی نگرش خود کار کنید و تغییرات چشم گیری بر نحوه تفکر و رفتارتان ایجاد کنید.

 

۳ ) بعضی مسائل را رها کنید

 

به هر مساله کوچکی گره نخورید، برخی موضوعات ارزش جدی گرفتن را ندارند، دیگران را ببخشید، تجربه بیاموزید و حرکت کنید، توقف در ایستگاه چرا؟ چرا؟ عمرتان را تباه می سازد.

[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 19:55 | | قالب بلاگفا
شنبه نوزدهم مهر 1393
همگي ما همزمان با تحصيل در مدارس، درسهايي از زندگي نيز مي آموزيم كه هردوي آنها مهم است .

مشكل اصلي اين است كه زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود مي برد و اين در حالي است كه ما تازه در ابتداي يادگيري و كسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم كه روزي به همه ي جوانب دست پيدا كنيم ، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.

در اينجا به درسهايي از زندگي اشاره كرده ايم كه براحتي مي توانيد از آنها بهره بگيريد:

1- طبق گفته Richard Carlson " چيزهاي بي ارزش را نچشيد "،
اين بدان معني است كه خيلي از مردم خود را درگير استرس و به انجام رساندن كارهاي بي ارزش مي كنند كه در نهايت در مقابل اهداف اصلي زندگي ، هيچ ارزشي ندارند وقتي آنقدر خود را درگير اين مسائل كوچك مي كنيم ديگر جايي براي نيل به آرزوهايمان باقي نگذاشته ايم و از لحظات خود هيچ لذتي نمي بريم.


2-"زندگي غير قابل پيش بيني است " و ممكن است هر لحظه شما را در شيب وفراز قرار دهد " .
فقط بگوييد "هرگز" و بعد ببينيد چه اتفاقي مي افتد . براي مقابله با گره هايي كه زندگي در مسير شما قرار داده است ، تنها با ذهني باز و
خوش بين ، به آنها خوش آمد بگوييد !!

3- خسته كننده ترين واژه در هر زبان " من " است .
بله تصور اين است كه تكرار اين كلمه اعتماد به نفس را بالا مي برد. ولي خوب! بيشتر وقتها همه ي آن چيزيي كه در مورد خود با تكرار " من " توضيح و تعريف مي كنيد، واقعيت ندارد! اينكه يك نفر دائما" از خود و فضايل خود تمجيد و تفسير كند ، بسيار خسته كننده و يكنواخت است . اين حالت "خود محوري " است نه "اعتماد به نفس "


4-انسانيت مهم تر از ماديات است .
اهميت روابط اجتماعي بسيار مهم تر از درجات مادي است كه هر كدام از ما در
مسير آرزوها به آنها مي رسيم. بدون محبت و عشق و حمايت خانواده و دوستان در زندگي ، موفقيت هاي مادي ، خيلي لذت بخش نخواهد بود. با ايجاد تعادل در ملاك هاي برتري و ارزش هاي خود ، از ثبات زندگي بيشتري بهره خواهيد برد.

5- به غير از خودتان ، هيچ كس ديگر نمي تواند شما را راضي كند !
رضايت و راحتي ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعي ، زندگيمان را پر بار تر مي كند ، اما خوب ، شايد اين روابط به تنهايي باعث
شادكامي و رضايت شما نشود.

6- درجه كمال و شخصيت
كمالات براي هر شخص زيباست . كلام و اعمال نيك ، به دنبال خود ، اعتماد و
اطمينان دوستان را در پي دارد . براي رسيدن به اين درجه ، تلاش كنيد .

7- بياموزيد كه خود ، ديگران و حتي دشمنان خود را ببخشيد.
انسان جايز الخطاست ، همه ما اشتباه ميكنيم ، ولي با كينه توزي و يادآوري صدمات گذشته ، تنها اين خودمان هستيم كه از زندگي لذت نمي بريم نه ديگران !!

8- "خنده" داروي هر "درد" است .
با خوشرويي و تبسم ، دردهاي خود را درمان كنيد.

9- تغذيه خوب ، استراحت ، ورزش و هواي تازه ، را فراموش نكنيد.
سلامتي خود را دست كم نگيريد . با رعايت اين نكات ، از وضعيت جسمي ايده آل خود ، لذت ببريد.

10- اراده اي مصمم ، شما را به هر چيزي كه مي خواهيد ، مي رساند .
هرگز تسليم نشويد و به دنبال رسيدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنيد.

11- تلويزيون ، ذهن ما را بيشتر از هر چيزي نابود مي كند !
از تلويزيون كناره گيري كنيد و با ورزش ، مطالعه و يادگيري ، ذهن خود را فعال كنيد.

12- شكست را بپذيريد .
هر كسي در زندگي ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است به ما ياد مي دهد كه چطور متواضع باشيم و راه درست تري را براي جبران آن انتخاب كنيم . توماس اديسون با شكستهاي متمادي توانست به هدف خود برسد ، او مي گفت :" من شكست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برايم مفيد نبود ! و به نتيجه نرسيد !"

13- از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيريد .
يكي از بودائيات پير چنين مي گويد :" يك مرد دانا كسي است كه از اشتباهات خود درسي نيك بياموزد و اما داناتر كسي است كه از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيرد".

14- از محبت به ديگران دريغ نكنيد .
زندگي كوتاه است و پايان آن نامعلوم . پس سعي كنيد محبت كنيد تا محبت ببينيد .

15- آنچنان زندگي كنيد كه گويي روز آخر عمرتان است !!!
همواره سعي كنيد بهترين و مهربان ترين همسر ، رفيق و حتي مهربانترين و بهترين رئيس باشيد ، تا زمان وداع با اين دنيا به دنيايي زيباتر دست يابيم.

[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 19:53 | | قالب بلاگفا
پنجشنبه هفدهم مهر 1393
مشاهیر جهان در موقع مرگ آخرین جمله ای که گفتند، چه بود؟

در زیر آخرین جمله ای که 14 نفر از مشاهیر پیش از چشم فرو بستن از جهان بر زبان آورده اند نقل می شود:

آلبرت انیشتین: من کارم را همین جا به پایان رساندم

چارلی چاپلین: در پاسخ به گفته کشیش درباره اینکه امیدوارم خداوند روح شما را قرین رحمت کند گفت: چرا نکند؟ هر چی باشه روح من مال خودشه!

چارلز (پادشاه انگلستان ): مرگ من زیاد طول کشید، امیدوارم من را ببخشید

بنیتو موسولینی: به سینه ام شلیک کنید

بتهوون : کمدی تمام شد

وینستون چرچیل: ان قدر از همه چیز خسته شده ام که ..

آنتوان چخوف: خیلی وقت بود که شامپاین ننوشیده بودم

چه گوارا: شلیک کن ترسو، در نهایت فقط یک نفر را خواهی کشت
گوته : کمی نور بیشتر می خواهم

ویکتور هوگو : یک نور تاریک می بینم

کانت: این خوبه
جورج برنارد شاو : این هم برای من یک تجربه جدید خواهد بود

سلطان سلیمان (شاه عثمانی) : یک دست من را از تابوتم بیرون بگذارید تا مردم ببینند سلطانی چون من با دست خالی از دنیا می رود

[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 18:58 | | قالب بلاگفا
یکشنبه ششم مهر 1393
متخصصین اعصاب می گویند که اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند میتوان عوارض ناشی از حمله را به طور کامل از بین برد. بله به طور کامل!!
روش شناسایی حمله و رساندن بیمار به درمان های پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد: شناسایی علایم سکته: در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است. متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه ای جبران ناپذیر شود. سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد و این در حالیست که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند.
پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند:
........
ل: از شخص بخواهید تا لبخند بزند.
.....
ح: از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند ( مثلا: امروز هوا آفتابی است)
....
د: از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند.
..............
اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید.
.................
و اما نشانه دیگری از سکته: از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد.
اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است.
دیگر اینکه باید شخصی را که در خال سکته است مجبور به سرفه کردن بکنید...
سلامـــــــــــــــــــــــت باشید..

 

[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 17:26 | | قالب بلاگفا
چهارشنبه دوم مهر 1393
چینی ها مردمانی خاص هستند. چین یک کشور باستانی با تاریخ و فرهنگی کهن است و هم اکنون از هر 5 نفر در دنیا یک نفر چینی است.

اما این مردم ویژگی های منحصر به فرد و فرهنگ و عاداتی خاص دارند که تنها مخصوص خودشان است و در دیگر نقاط دنیا دیده نمی شود . در زیر به 13 ویژگی و اطلاعات جالب درباره چین اشاره می شود که شاید پیشتر نشنیده یا کمتر شنیده باشید:


برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید...
[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 8:7 | | قالب بلاگفا
شنبه بیست و نهم شهریور 1393
"شکنجه " تاریخی به درازای زیست بشر روی کره خاکی دارد. این اقدام که امروزه طبق حقوق بین الملل عرفی و حقوق داخلی بسیاری از کشورها ممنوع شده، در گذشته تاریخی بشر امری بدیهی بوده و رواج گسترده ای داشته است.

هدف از شکنجه ها غالبا سیاسی بوده و به منظور آزار رساندن به مخالفان سیاسی و عقیدتی حکومت ها بوده است. شکنجه غالبا از سوی حکومت ها به عنوان ابزاری سیستماتیک و به منظور کنترل مخالفان و دگر اندیشان اعمال می شده است.

در قرون وسطا در کشورهای اروپایی ، شکنجه رواج گسترده ای داشته است و کلیسای کاتولیک و دولت های اروپایی که قدرت را قبضه کرده بودند مخالفان سیاسی و عقیدتی خود را با ابزارهای مختلف شکنجه می کردند.

همزمان با گسترش دموکراسی در جهان و پیدایش حکومت های دموکراتیک و تدوین نظام های حقوق بشری شکنجه رسمی نیز ممنوع شد اما به جای آن شکنجه سفید (شکنجه روانی و غیر فیزیکی) رواج پیدا کرد.

از همین رو در  بند 1 ماده 1 کنوانسیون بین المللی منع شکنجه که در سال 1984 و از سوی مجمع عمومی ملل متحد به تصویب رسید، در تعریف  شکنجه  چنین آمد : " شکنجه به هر عمل عمدی که در اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه شخصی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او یا از شخص ثالث اعمال شود، اطلاق می‌گردد. همچنین تنبیه شخصی به خاطر عملی که وی یا شخص ثالثی انجام داده یا احتمال انجام آن می‌رود یا تهدید و یا اجبار او یا شخص ثالث، یا تنبیه شخص به هر دلیلی که مبتنی بر هر نوع تبعیض باشد شکنجه تلقی می‌گردد."

همچنین شکنجه بر اساس ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی امری ممنوع تلقی شده است.


برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید...
[+] نوشته شده توسط ★ Дli Bi Gham 0632 ★ در 16:57 | | قالب بلاگفا
Template Design by Ali Lafzi Ghazi ::Tarah.somee.com
Copyright © 2007 By SHERMAN http://koolaak.blogfa.com ALL right reserved RSS
ミ★ミکولاکミ★ミ